1) به فرزندانتان اجازه دهید تا پرسشهای خود را مطرح کنند و شما با سعه صدر و گشاده رویی و
در سطح فهم و درک آنها پاسخگوی سوالاتشان باشید.
2) در مسائلی که مربوط به فرزندان است اجازه دهید که نظر و عقیده خود را ابراز کرده و از
نیروی فکر و عقل خویش کمک بگیرند.
3) در مهمانی ها به فرزندان خود اجازه شرکت دهید و آنها را تشویق نمایید در حد معلومات و
اطلاعات خود اظهار نظر کنند و در برابر دیگران سخن گویند.
4) زمانی که برای فرزندانتان مشکلی پیش می آید سعی نکنید شما به حل مشکلاتشان
بپردازید، بلکه زمینه را برای ارائه راه حل و در نهایت خوداتکایی آنان مهیا کنید.
5) اصول همزیستی و سازگاری با خواهران، برادران و دوستان را به آنها تفهیم کرده و سعی کنید
الگو و مشوق چنین اعمالی باشید.
6) حس همدردی و همکاری را در آنها افزایش دهید و زمینه گرایش آنها را به بازی و فعالیتهای
گروهی فراهم کنید.
7) روحیه مسئولیت پذیری را در فرزندان خود تقویت و با اعمال روشهای صحیح تربیتی، از
مسئولیت گریزی آنها جلوگیری کنید.
8) اگر بین فرزندانتان برخورد و درگیری بوجود آمد، سعی نکنید طرف فرزند کوچکتر را بگیرید و یا
بطور مکرر برخوردها را متوجه یکی از فرزندان کنید،بلکه بدون غرض ورزی و جانبداری، علل
تنشها را جستجو کرده و با کمک خود آنها، در رفع آن بکوشید.
8) از همان سالهای اولیه رعایت نظم و انضباط را به آنها بیاموزید و همزمان، فرزندان را متوجه
آزادی و اختیار و نحوه استفاده مطلوب از این امتیازها کنید.
از کتاب " 12 رهنمود تربیتی برای اولیاء و مربیان "
نویسنده: دکتر زهره سعادتمند
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:42 ] [ فاطمه کشاورز ]
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:38 ] [ فرزانه عباسی ]
ادعا شده است که مصرف میوه و سبزیجات ظرف فقط چند هفته می تواند رنگ پوست را بهتر کند.
محققان دانشگاه سن اندروز تغذیه ۳۵ نفر را زیر نظر گرفتند و دریافتند که پوست کسانی که سبزیجات بیشتری می خورند رنگ بیشتری دارد.
سایر تحقیقات حاکیست که این تغییرات ممکن است باعث جذابیت فرد شود.
بعضی از دانشمندان گفتند که این مطالعه که در نشریه "پلاس وان" چاپ شده ممکن است به طور کامل نمایانگر ارتباط میان تغذیه و ظاهر انسان نباشد.
از مدتی قبل معلوم شده بود که رنگ دانه های زرد و قرمز موسوم به "کاروتنوید" که در بسیاری از انواع میوه و سبزیجات یافت می شود می تواند بر رنگ پوست اثر بگذارد.
دانشمندان دانشگاه سن اندروز طی شش هفته به مطالعه ۳۵ دانشجو که بیشتر آنها سفیدپوست بودند پرداختند و میزان مصرف میوه و سبزیجات توسط آنها را جویا شدند.
در این مدت رنگ پوست آنها زیر نظر گرفته شد.
نتیجه حاکی بود که تغییرات در مصرف میوه و سبزیجات ممکن است به تغییرات در رنگ پوست مرتبط باشد، به طوری که مصرف بیشتر آنها به عمیق تر شدن رنگ قرمز و زرد پوست کمک کند.
در تحقیقات قبلی توسط این تیم نتیجه گیری شده بود که ارتباطی میان جذابیت ظاهری صورت و تغییرات حتی ناچیز در رنگ پوست وجود دارد.
آنها نوشتند: "ممکن است که حتی تغییرات ناچیزتر در تغذیه بتواند فواید محسوسی بر رنگ پوست به جا بگذارد."
با این حال آنها گفتند که این تاثیر در افراد مسن ممکن است متفاوت باشد و اینکه تحقیقات بیشتری در مورد داوطلبان غیرسفیدپوست لازم است.
دکتر گلنیس جونز کارشناس تغذیه در دانشگاه کمبریج گفت که مساله دیگری که در این مطالعه محسوب نشده این است که چگونگی آماده کردن غذا تاثیر زیادی در میزان کاروتنویدهایی دارد که به بدن می رسد.
منبع:www.salamatestan.com
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 1:9 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
باز هفت سين سرور
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد
عید شما مبارک
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 17:11 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
شاید این مطلب کوچکترین کار برای درک بهتر نیازمندان و فقیران باشه
اینطوری شاید از این به بعد زود قضاوت نکنیم
من به مدرسه میرفتم تا در س بخوانم ...
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی ...
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا ؟!
من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم ...
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود ...
او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت !
.
معلم گفته بود انشا بنویسید و موضوع این بود : علم بهتر است یا ثروت ؟!
من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود ...
معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت وعلم
گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت ...
من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید ...
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید
سال های آخر دبیرستان بود باید آماده می شدیم برای ساختن آینده
من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم ...
تو تحصیل در دانشگا های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد ...
او اما نه انگیزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار می گشت ...
روزنا مه چاپ شده بود هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت
من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم ...
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی ...
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود !!!
من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که کسی ، کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه آن را به به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه :
برای اولین بار بود در زندگی اش که این همه به او توجه شده بود !!!!
چند سال گذشت وقت گرفتن نتایج بود
من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود
وقت قضاوت بود ، جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند
من خوشحال بودم که که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند
زندگی ادامه دارد ، هیچ وقت پایان نمی گیرد
من موفقم : من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!!
تو خیلی موفقی : تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!!
او اما زیر مشتی خاک است : مردم گفتند مقصر خودش است !!!!
من , تو , او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم
اما من و تو اگر به جای او بودیم آخر داستان چگونه بود...؟!!
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 0:19 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
در این تصویر چه می بینید ؟

اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 0:4 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
به جای کنترل،کودک مان را تشویق کنیم.....روانشناسان بخشی از شخصیت انسان را ارثی و بخشی دیگر را متاثر از جامعه می دانند.حال عده ای از روانشناسان وراثت را نسبت به تاثیرات جامعه ارجحیت داده و عده ای دیگر عقیده ای بالعکس دارند.
واتسون،روانشناس رفتار گرا بر این عقیده است که بیشترین قسمت شخصیت کودکان را عوامل محیطی و نحوه تربیت والدین تشکیل میدهد.تا جایی که می گوید:«تعدادی نوزاد را به من بسپارید،قول میدهم از آنها وکیل،دکتر،تاجر و حتی دزد بسازم.» در حقیقت روانشناسان رفتار گرا معتقدند بیشترین بخش شخصیت کودکان که حتی در بزرگسالی نیز به همراه آنها خواهد بود به وسیله تربیت والدین شکل می گیرد.کودکی که به خوبی تربیت نشود،در آینده نمی تواند خواسته های خود را با واقعیت های اطرافش منطبق کند.
شکل گیری شخصیت بر مبنای تربیت خانواده باعث می شود کودک بدون این که غرایزش را سرکوب کندآنها را در چارچوب قوانین جامعه پایه ریزی نماید.
متاسفانه این روزها شاهد تربیت کودکان به روش آزمون و خطا هستیم.در این روش والدین مجبورند برای این که خطاهای کودکان را به حداقل برسانند مدام رفتارهای آنها را کنترل نمایند و این کنترل نوعی دستکاری در رفتار کودکانه است که به مرور زمان استقلال را از او خواهد گرفت و تمام ساختارهای روانی کودک را در هم خواهد شکست اما این پایان راه نیست بلکه آغازی برای معضلات اجتماعی خواهد بود.
اما چه باید کرد؟؟؟؟
باید از همان ابتدای کودکی به کودکان آموخت که خودشان،رفتار خودشان را کنترل کنند.انسان برای این که به نیازهای والاتر خود،جامه عمل بپوشاند ناگزیر است از برخی نیازهای کوچکتر خود چشم پوشی کند بنابراین باید به کودکان آموخت که برخی از نیازهای خود را برای دستیابی به نیازهای بزرگتر به تاخیر بیندازد.«تقویت»بهترین روش برای آموختن «خود کنترلی»به کودک است یعنی مطابق فعالیت های مثبتی که کودک انجام میدهد مورد تشویق قرار گیرد و هر آنچه این فعالیت مثبت ارزنده تر باشد،به همان میزان تقویت و پاداش ارزشمند خواهد بود.
این نوع تربیت میتواند تسلط کودک بر امور را بیشتر و او را در تصمیم گیری استوارتر نماید.بنابراین از تربیت کودکتان به روش آزمون و خطا و کنترل بیش از حد خودداری نمایید.
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 10:54 ] [ فاطمه کشاورز ]
متنی برای موفقیت من و تو
1.با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید.برای اینکه وقتی پیرتر می شوید،مهارتهای مکالمه ای مثل دیگر مهارتها خیلی مهم می شود.
2.همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید،همه آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که میخواهید نخوابید.
3.وقتی می گویید:دوستت دارم،منظورتان همین باشد.
4.وقتی می گویید:متاسفم،به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
ادامه شو نمی خونی؟
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 17:35 ] [ فاطمه کشاورز ]
تکنیک های جلوگیری از دروغگویی کودکان
- شما نمی توانید فرزندان خود را از دروغگویی باز دارید اما میتوانید آن را به یک فعالیت غیر قابل قبول تبدیل کنید . اکثر دروغ ها برای محافظت از خود است شما میتوانید به وی کمک کنید و شرایطی را برایش به وجود آورید که احساس تحت فشار بودن نکند یا از عواقب کار خود رنج نکشد .
- کل بحث را بر روی اینکه چه اتفاقی افتاده و مشکل اصلی کجاست متمرکز کنید به جای آنکه کودک را سرزنش کنید .
- وی را بازجویی نکنید .
- وقتی فرزند شما رفتار مناسبی ندارد وی را در دام دروغ گفتن نیندازید ، او را در موقعیتی قرار ندهید که احساس کند بازنده مطلق است . وی را سوال پیچ نکنید مقابله کردن با وی با مطرح کردن سوالات پیچیده دقیقأ مشابه این است که آگاهانه بخواهید او را وادار به دروغ گفتن کنید . بجای آن می توانید با او آرام صحبت کنید و از او بپرسید که چه اتفاقی افتاده است .
- به دنبال مقاصد مثبت باشید . دروغ یکی از بدترین تکنیک ها برای بقاست .
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 10:15 ] [ فاطمه کشاورز ]
السلام علی الباکین علی الحسین
بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درس، بهر مسلمین است
اربعین حسینی تسلیت باد
خدایا بحق این روز عزیز، ما را چون جابر، از محبان و شیعیان واقعی امام حسین علیه السلام قرار بده/ آمین.
التماس دعا
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 15:47 ] [ فرزانه عباسی ]

استاد محترم جناب آقای حاج خلیل فروتن
مصیبت فوت خواهر بزرگوارتان را به جنابعالی و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده ، از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب مغفرت و برای شما و سایر بازماندگان آرزوی صبر و سلامتی داریم.
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 22:16 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
ما نمیدانیم چرا شب ها که خوابمان نمیبرد بسیار به نوشتن در این مکان فکر مینماییم و کلی مطلب یادمان می آید اما صبح که بیدار میشویم انگار نه انگار ...
آیا رابطه معنی دار مثبتی میان سیستم خواب ما و وبلاگ نویسی وجود دارد؟
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 17:4 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
از یاد رفته
سریال از یاد رفته شبکه یک سیما را دیده اید؟ اگر ندیدید باید بگویم در باره یک دختر روستایی هست که با وجود مخالفت پدرش با کارگر وی ازدواج می کند و برای اینکه خودش را در برابر خانواده سر بلند کند از شوهرش می خواهد که درس بخواند و...بالاخره او یک پزشک می شود که بورس خارج از کشور هم به او تعلق می گیرد و اینجاست که همسر و فرزندانش را سد راه پیشرفت خود می بیند مضاف بر اینکه دل در گرو خانم دکتری هم می نهد! اما مادرم حرفی زد که مرا به فکر واداشت و صحبتش این بود که اکثر روستاییان و شهرستانیها زمانی که وارد شهرهای بزرگ می شوند در آن ذوب می شوند و چنان غروری آنها را در بر می گیرد که دیگر نه تنها همشهریها و هم ولایتیهای خود را قبول ندارند بلکه خود رابرای اهالی شهری هم که در آن زندگی می کنند به اصطلاح می گیرند!
آیا واقعا چنین است؟!! خدا کند اینطور نباشد و البته صرف نظر از موارد اندک امیدوارم در کل چنین نباشد.
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 16:55 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
سن خودتان را به من نگویید؛ چون ممکن است حقیقت را نگویید.
محاسبه سن با شکلات
رو راست باشید و به ترتیب جلو برویم، بیشتر از یک دقیقه طول نمی کشد. به ترتیب به پرسش ها پاسخ دهید.
قبل از پاسخ دادن، قول دهید که پرسش ها را از قبل نخوانید.
وقت شما هدر نمی رود (هم فال و هم تماشا)
- قبل از هر چیز ، به خاطر بیاورید که در طول یک هفته چند بار شکلات می خورید (بیش از 1 بار کمتر از 10 بار)
- عدد تعداد شکلات در هفته را ضرب در 2 بکنید.
- جمع آن را به علاوه 5 کنید.
- جمع را ضربدر 50 کنید.
- اگر امسال از تولدتان گذشته جمع را به عدد1760اضافه کنید.
- در غیر این صورت جمع را به 1759 اضافه کنید.
-حالا جمع کل که چهار رقمی است از سال تولد میلادی خودتان کسر کنید.
شما به یک عدد سه رقمی رسیده اید
اولین عدد : تعداد دفعات خوردن شکلات شما در هفته است.
دو شماره بعد سن شماست.
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 23:30 ] [ گروه علوم تربینی اشکنان ]
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم جناب آقای دلاشوب
استاد دلاشوب با تشکر از اینکه پذیرفتید تا با انجمن علمی دانشجویان علوم تربیتی مصاحبه داشته باشید.ما سخنان شما را برای دانشجویان عزیز علوم تربیتی در وبلاگ درج میکنیم تا دانشجویان با درک و شناخت بیشتری با شما در ارتباط باشند.
1-به عنوان اولین سوال یک بیوگرافی از خودتان بگویید؟
هادی دلاشوب هستم متولد1|2|1365 در شهر اشکنان، من تحصیلات دوران ابتدایی، راهنمایی و متوسطه خود را در شهر اشکنان سپری کرده ام و در سال 1387 در دوره کارشناسی تاریخ در دانشگاه شیراز پذیرفته شده ام.
2-در مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد در چه دانشگاهی و در چه رشته ای تحصیل کرده اید؟
در کارشناسی، دانشگاه شیراز رشته تاریخ و در کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم تهران رشته تاریخ، گرایش ایران اسلامی تحصیل کرده ام.
۳-هدف شما از ورود به دانشگاه صرفأ ادامه تحصیل بود؟
به نظر من خود حضور در دانشگاه تأثیر زیادی در رشد وشکوفایی انسان دارد، آدم در دانشگاه در بطن جامعه قرار دارد، و این امر خود تأثیر زیادی بر انسان می گذارد، من رشته و تحصیلات دانشگاهی را بسیار دوست داشتم و چون با این کار می توانم بیشتر برای جامعه ی خود مثمر ثمر باشم.
ادامه شو نمی خونی؟
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 16:15 ] [ فرزانه عباسی ]
این «مد» تازه به چه درد می خورد؟
تا همین ۵- ۶ سال گذشته همه یک نوع بانک میشناختند، آن هم بانکهای خصوصی و دولتی برای ذخیره و سرمایه گذاری پول بود، اما به تازگي برخی پدر و مادرهاي جوان در حال بیرون آوردن سرمایه خود از همان بانکها و شتافتن به بانکی جدید هستند: «بانک خون بندناف. » در این مطلب ضمن گفت وگو با تنها استاد دانش آموخته و صاحب نظر کشورمان در زمینه کاربرد سلولهای خون بندناف نگاهی هم به فعالیت مراکز دانشگاهی و غیر دانشگاهی ذخیره و اهداکننده سلولهای بنیادی خون بندناف داریم.
بانک خون بندناف کجاست و چه میکند؟
ادامه شو نمی خونی؟
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 15:10 ] [ فرزانه عباسی ]

آی کیو کودکان تغییر می کند
اگر فکر می کنید میزان بهره هوشی کودک تان چیزی است که نمی توان تغییرش داد، سخت در اشتباهید. البته فیزیولوژیست ها هم تا چندی پیش چنین فکر می کردند، ولی نتایج مطالعات جدید نشان می دهد میزان بهره هوشی انسان در تمام طول عمر تغییر می کند. بر اساس این مطالعات تغییرات بهره هوشی از زمان تولد تا آخرین سال های بلوغ بسیار شدید است. به طوری که در مواردی دیده شده بهره هوشی در این سنین تا ۲۰ شماره بالا یا پایین رفته است. پس از پایان سنین نوجوانی این تغییرات بسیار کند می شوند.طی این مطالعه که در انگلیس انجام شد، از ۳۳ کودک ۱۲ تا ۱۶ ساله تست آی کیو گرفته شد. پس از گذشت ۴ سال همین افراد بار دیگر تست شدند و به شکل عجیبی مشاهده شد ضریب بهره هوشی اغلب آن ها تغییر کرده است. حتی این تغییر در برخی از آن ها به حدی بود که از گروه افراد متوسط به گروه افرادی با ضریب هوشی بیش از حد معمول رفته بودند یا بر عکس. به گفته پرفسور کتی پرایس این تغییرات واقعا تاثیر گذارند. او می گوید "۲۰شماره تغییر در ضریب هوشی که در برخی موارد دیده شد، چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. طی چنین تحول بزرگی ممکن است فردی عادی به انسانی باهوش یا یک فرد کندذهن تبدیل شود" سوال مهمی که پیش می آید آن است که چه مواد غذایی، فعالیت ها یا محیط هایی می توانند در بالا بردن یا کاهش بهره هوشی موثر باشند. محققان می گویند تا انجام تحقیقات جدید نمی توان در این رابطه اظهارنظر کرد.
منبع:مجله تخصصی شهرزاد
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 17:30 ] [ فرزانه عباسی ]
ســلام من به محـــــــرم به غصــــــه و غم مهدی
به چشم كاســـــــه خون و به شــــال ماتم مهدی
ســـلام من به محرم به کربــــــــــلا و جلالــــــش
به لحظــــــه های پر از حزن وغرق در ملالش
از تمامی کسانی که از این وبلاگ دیدن میکنند خواهش میکنم برای تعجیل در فرج امام عصرمان سه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید تا ایشان که "طالب بدم مقتول بکربلا" نیز هستند هر چه زودتر ظهور کرده ، انتقام آن خونهای پاک را بگیرند
السلام عليكم يااباصالح المهدى (عج)السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده(ياصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسين تسليت عرض مينمايم)
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 22:21 ] [ فرزانه عباسی ]

مدیریت آشوب
در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاسها بچه ها در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت ميكردند و سر و صداي عجيبي براه انداخته بودند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود.
اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند. روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه ميبينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را ميكردم.
حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد. بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نميتونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟»
بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر ميكني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اينهمه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم!!! و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد.
شما چه تفسير مديريتي يا سازماني از اين حكايت داريد؟
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 22:8 ] [ فرزانه عباسی ]
وقتی آدم ها دردی که تو دلت هست بدانند، فرقش با قبل اینه که دیگه می دونند نقطه آسیب پذیرت چیه بعدش هم از همان نقطه بهت ضربه می زنند.
دنیای عجیبه نه!
اگر زخمت خونریزی کنه مرحمی نیست چون نمک پاشیدن راحت تره.
تازه هر رفتاری که خودشان با تو می کنند انسانیته، اما ته دلشون می دونند که انسانیت سالها پیش وقتی با اسباب بازی های قشنگشون به بچه همسایه پز می دادند، مرد
غافل از اینکه تقدیر، بازیگر ماهری است بزودی روی دیگر سکه را به آدم ها نشان می دهد به قول معروف ورق بر می گردد
دنیا آدم ها را کنار هم قرار می ده تا یاد بگیرند و وقت رفتن بیشتر بلد باشند
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 17:16 ] [ فاطمه یاقوتی ]
دختر و استخدام
نمیدونم تا حالا به اماکن خصوصی که نیاز به همکار خانم دارن دقت کردین؟فکر کنم دیده باشین.چون الان این کارا جدیدا مد شده!!
آره خیلی جالبه!! روی ۹۰ درصد اماکن نوشته: به یک همکار خانم جهت همکاری نیازمندیم
شرایط: ۱- مجرد باشد
2- نامزد نداشته باشد
3- حداقل مدرک فوق لیسانس
4- حداکثر سن 24
۵- دیگر موارد که چون بسیار زیاد بودند در این لیست نام برده نشد برای اطلاع با شماره زیر تماس برقرار کنید.....۰۹۱۷
ادامه شو نمی خونی؟
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 17:27 ] [ فاطمه یاقوتی ]
تا حالا شده توی دو راهی گیر کنین ؟؟ شده احساس کنید باید یکی رو نجات بدین به شرط باخت خودتون ؟!!
آخ نمیدونین که ......
موضوع : خوبی و بدی
دنیا و کاراش خیلی جالبه !! هنوز در عجبم ! رنگ صورتم پریده و مات زدم و دارم گذر زندگی رو نگاه میکنم ....
می دونی چیه دنیا آدمو خسته می کنه !! زندگی خسته کننده شده !! این که جواب خوبی رو با بدی بهت میدن !! این که روحمون داره توی مرداب سیاه جسم خفه میشه ... هی دست و پا میزنیم هر چی دم دست هست میگیریم، دستامونو میاریم بالا تا یکی دستمونو بگیره و بکشمون بیرون ... اما به جای اینکه دستتو بگیرن بهت لگد میزنن ... آره این رسم دنیا ست ....
نمی خوای ادامه اش رو بخونی؟
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 22:51 ] [ فرزانه عباسی ]
موضوع انشا: می خواهید در آینده چه کاره شوید؟
ما دلمان می خواست در آینده دکتر شویم و متخصص بدن انسان بشویم و همه ی مریض هارا درمان کنیم. ما تا حالا شکم چند تا قورباغه را هم عمل کرده ایم و اصلا ازخون نمی ترسیم اما برادرمان یک روز به ما گفت: «چون تو خوش خط هستی، پس نمیتوانی دکتر خوبی شوی.» و بعد هم گفت: «اگر دکتر شوی، ممکن است هنگام تشخیص علت مرگ یک نفر که در بازداشتگاه فوت کرده، خودت هم ناگهان خودکشی کنی.» ما منظور برادرمان را نفهمیدیم اما توی فیلم ها هم دیدیم که خیلی از دکترها ساختمان می
ساختند. بنابراین ما تصمیم گرفتیم که مهندس شویم تا ساختمان ها را محکم تر
بسازیم و بعد پول دار شویم، اما برادر بزرگ ترمان که خودش چند سال پیش مهندس
شده، هنوز پولدار نشده است. او به ما گفت که این روزها هر پاره آجر را هم که بلند کنی یک مهندس از زیرش می پرد بیرون.و بعد درخت ازگیل توی حیاط را نشان مان
داد و گفت:
ادامه شو بخون تا ببینی این کوچولو آخرش چکاره میشه
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 13:34 ] [ معصومه اشکانی ]
سلام همراهان همیشگی
امیدوارم حالتون خوب باشه
بحث دوم ما در مورد نقش ما در پیشرفت کشورمونه، حالا سوال اینه:که ما به چه میزان در پیشرفت کشورمون تاثیر گذاریم؟
خیلی زیاد
زیاد
کم
شرایطش نیست
اصلا
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 16:9 ] [ فرزانه عباسی ]
بحث گروهی
رشد روز افزون علوم و فنون در دنیای امروز بیشترین تاثیر را در زندگی شخصی افراد دارا بوده و با پیشرفت تکنولوزی و افزایش وسایل ارتباطی تلویزیون ,کامپیوتر , خطوط مخابراطی , ماهواره و ...
در دهکده ی جهانی زمیینه های شغلی ,تفریحی و ... برای همه ی افراد از قشر خردسال تا بزرگسال فراهم آمده است .
اینترنت نیز از جمله راه های پرطرفدار برقراری ارتباط و مفید در زمینه های مختلف علمی ,پزوهشی ,تبلیغی ,تفریحی و ... بوده است.
گروه های مختلف اینترنتی ,چت روم ها و سایت های دوست یابی از جمله پرطرفدار ترین راها های برقراری ارتباط بین افراد(به خصوص نسل جوان) است .البته تا حدود زیادی بستگی به فرد داردکه با چه دیدی به ارتباط های اینترنتی بنگرد و چقدر توجه نشان دهد .
چه بسا بسیاری ازآشنایی های اینترنتی به دوستی ها و ارتباطات حقیقی و در خارج از نت (بین دو جنس مخالف و مشابه) نیز راه پیدا کرده و در زمینه های شغلی ,عاطفی و حتی در امر ازدواج نیز نقش بسزایی داشته است.
و متاسفانه بعضی از ارتباطات در اینترنت منجر به بروز مشکلات مختلف قانونی,اخلاقی وو... شده(به خصوص در خارج از نت) که زیان های سنگین و جبران ناپذیری داشته است.
پس میتوان گفت روابط اینترنتی هم میتواند مفید باشد و هم مضر (و بستگی اکید به دو طرف مقابل دارد)
حال سوال این است:
" فرد تا چه حد باید به دوستی ها و ارتباطات اینترنتی اعتماد کند؟"
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 21:53 ] [ حمید آروین ]
ادب، آداب دارد
حتما خیلی از شما ها داستان علی مردان خان پسر شرور و بی ادب خان ده را که پس از سالها صبر و انتظار دیده به جهان گشوده بود و به همین دلیل در چشم اطرافیان نور چشمی شده بود را شنیده اید؛ علی مردان خانی که به واسطه دردانه بودنش بسیار خیره سر و بی ادب رشد کرده بود. اما دست سرنوشت با کوتاه نمودن سایه پدر و مادر از سرش در دوران طفولیت سبب شد تا به پسری با ادب، متین و محبوب همگان تبدیل شود. پس می توان چنین نتیجه گرفت که آدم ها، هم می توانند مودب و دوست داشتنی باشند و هم، بی ادب و پر از تنفر و این تنها بستگی به تربیت و شرایط زیست محیطی افراد دارد. فنون بسیار ساده ای که در ادامه مطلب عنوان شده اند، می توانند در این امر راهگشا باشند.
ادامه مطلب رو نمی خونی؟
ادامه مطلب
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 15:50 ] [ زهرا فخرایی ]
وقتی خودنمایی می آید، آسودگی می رود
در دوره ای زندگی می کنیم که نیاز به خودنمایی و تظاهر کردن، روح بسیاری از ما را گرفتار ستم و پریشانی کرده و آدم ها آن قدر از یکدیگر و هوس های مشابه تقلید می کنند که لذت زندگی واقعی و با خود بودن از میان جامعه به کلی رخت بسته است.
شاید در جواب همین سوال است که میلیون ها زن و مرد در دنیا برای آن که کسی باشند و توجهی به خود جلب کنند، دست به تقلید و تظاهر می زنند و با ساختن شخصیت مصنوعی و دروغین سعی می کنند واقعیت خود را پنهان سازند و انچه که نیستند در نظر دیگران جلوه کنند. مثلا زنی با مردی ازدواج می کند که ظاهرا همه امتیازات اجتماعی و قراردادی را چون خانه، ویلا، اتومبیل، پول و ... دارد، منهای آنچه که لازمه سعادت زناشویی و درک زندگی مشترک و معنا و مفهوم تشکیل خانواده است، چنین زنی خانه و اتومبیل دارد ولی شادی و راحتی فکری ندارد و در کنار سفره پر غذا و درون اتومبیل آخرین سیستم، احساس سیری و خستگی از زندگی می کند بنابراین می خواهد طلاق بگیرد ولی می ترسد که در چشم مردم خوار شود و همه این مزایای ظاهری را از دست بدهد، پس شبانه روز رنج می برد و دم نمی زند. بعضی ها کتاب های روان شناسی و فلسفه را در کتابخانه خود می چینند بدون آنکه ۲۰ صفحه از آن را خوانده باشند. اینها با نشان دادن کتاب می خواهند به مردم بگویند که ما باسواد و کتاب خوان هستیم. این تظاهرات گاهی به مرحله بحران روحی می رسد، این هنگامی است که شخصیت بدلی، جای شخصیت حقیقی و واقعی را می گیرد و آن را در زیر یک نقاب رنگین و نقاشی شده محبوس می کند.
اگر از مطلب خوشتون امده لطفا به لگوی پایین برویید و امتیاز بدید:
اینه:

[ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 15:29 ] [ فاطمه کشاورز ]